
in unison
1- (دارای دونت مشابه و همزمان) همنوا، با همنوایی 2- (قطعه ی موسیقی - در حالی که همه ی خوانندگان و نوازندگان بخش معینی رابا هم اجرا می کنند) همنوا، هم صدا، هم آواز، 3- (مجازی) همدل و همصدا، متفق القول، همه باهم، متحدالقول
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.